به بهانه بزرگداشت سالگرد شهدای غواص عملیات کربلای چهار

کریسمس
کریسمس چیست؟ زمان، تاریخچه و آداب سال نوی میلادی
دی ۴, ۱۳۹۹
متن کامل وصیت‌نامه سردار سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی
متن کامل وصیت‌نامه سردار سپهبد شهید حاج قاسم سلیمانی به مناسبت اولین سالگرد شهادت ایشان
دی ۴, ۱۳۹۹

به بهانه بزرگداشت سالگرد شهدای غواص عملیات کربلای چهار

به بهانه بزرگداشت سالگرد شهدای غواص عملیات کربلای چهار

پس از رسیدن روز موعود لباس های غواصی را پوشیدند.  طبق رسم عملیات های قبلی همدیگر را در آغوش گرفتند و از آخرین لحظه های با هم بودن می گفتند. در این خداحافظی به قول بچه های جبهه فلق ها بیشتر شده بودند. در حالی که همه غواص ها کوله های خود را تحویل و سوار ماشین می شدند تا سریع به منطقه عملیاتی شلمچه و به عملیات کربلای ۴ برسند، علی با عجله اومد یک اورکت در دستش بود و به من داد گفتم این چیه؟ گفت یادگاری از طرف من! گفتم باشه فردا که هوا سرد میشه میدم بپوشیش. گفت این آخرین دیدار ماست! به شوخی حولش دادم گفتم این چه حرفیه می زنی تو همیشه موقع عملیات اینو میگی! گفت این بار حتمیه. گفتم تو رو خدا مواظب خودت باش تو پدر نداری و فرزند بزرگ خانواده ای. مادرت از غصه می میره. گفت خدای اون هم بزرگه. خیلی حرفشو در این یکی دو دقیقه آخر جدی نگرفتم تا نگاهم به دستاش افتاد. گفتم تو که هیچ وقت موقع عملیات حنا نمی بستی! گفت حالا فهمیدی که این آخرین دیدار ماست. تنم لرزید! در همین حال در اون تاریکی و ظلمات شب سوار نفربرها شدیم. به صحبت های علی فکر می کردم. به منطقه عملیات رسیدیم. داشتیم آرایش می گرفتیم تا بعد از چندین گردان غواص که به نوبت داخل اروند می شدند،  وارد آب شویم. وقتی نوبت به ما رسید زمین و زمان زیر آتش قرار گرفت. بچه ها قبل از ورود به آب های اروند زیر آتش سنگین دشمن در باتلاق های ورودی در تله مین و سیم خاردارها گیر کرده بودند. دشمن روی سر ما مسلط بود. در این هنگام هرکس یه چیزی رو با خود زمزمه می کرد. وقتی منورهای دشمن با تایم طولانی روشن شد تقریبا عراقی ها با فاصله ۱۰۰ متری ما مشخص بودند. داشتند از بالا با تک تیر اندازشان بچه ها را که داخل آب بودند می زدند. در این هنگام علی از زمین بلند شد و به حالت هجومی تیربار رو بسوی عراقی ها گرفت و شلیک  کرد و اونها هم با قناصه علی را هدف قرار دادند. علی تعداد زیادی از اون ها رو به درک فرستاد. هر چقدر سعی کردیم در حالت دراز کش علی را بخوابانیم  فایده ای نداشت، تا اینکه علی آهی کشید و به زمین افتاد. غرق خون بود. نمی شد جلوی خون ریزی را گرفت تا اینکه لحظاتی بعد سر افرازانه با لباس غواصی پرواز کرد و به آرزوی دیرینه اش رسید .

یادشان گرامی و راهشان پر رهرو باد…

همرزم جا مانده از این راه ماندگار

دکتر علی محمدی
دکتر علی محمدی
توفیق تولد درشهرمقدس قم همزمان با تحولات سیاسی اجتماعی دهه چهل شمسی وبعد از آن اوج گیری مبارزات نهضت امام خمینی خوا سته یا ناخواسته ما را به جریات مبارزات سیاسی واجتماعی خاص اون روز ها متصل کرد. شاید باور این موضوع سخت واغراق آمیز باشد اما در سن یازده سالگی یادم هست با ترک تحصیل به جریان مبارزه با شاه ملحق شدیم وبا بزرگان آن نهضت، روز ها وهفته ها خارج از منزل شب وروزدر مبارزه فیزیکی با کماندو های شاهنشاهی بودیم،به طوریکه کاملا ما را شناسایی و دستگیر ومورد ضرب وشتم جدی قرار دادند. واز ما تعهد گرفتند که دیگر به خیابان ها نرویم ولی با اعلام حکومت نظامی باز تما م شب ها را در خیابان های آذر وچهار مردن لاستیک آتش می زدیم ومانع عبور ومرور ماشین های گارد می شدیم. به هر حال گذشت وجنگ هم رسید وما باز یه سهم کوچکی با حضور های متعد همزمان با تحصیل در جبهه ها توفیق سرباز شهید زین الدین داشتتند را پیدا کردم که چیز ها ی زیادی از این فرمانده 24 ساله در قول وعمل آموختم که بعد ها حتی در تحصیلات عالی رشته مدیریت هم نمونه های آن درس ها را ندیدم (روحش برای همیشه شاد) کار کردن در محیط های مختلف وسازمان های گوناگون برای من تجارب ارزشمندی رقم زد که امروز آن تجارب رابرای خدمت به جامعه وجوانان بکار می گیرم کار در سطوح مختلف اداری صف وستاد ، استان ووزارتخانه های آموزش وپرورش ، سازمان تربیت بدنی،هلال احمرکشوربخشی از جاهای است که من توفیق خدمت در سطوح کارشناسی ومدیریت میانی را داشته ام.سفر به اقصی نقاط کشور عزیزم ایران وآشنایی با فرهنگ وآدای روسوم مردم وقوم های مختلف هم از افتخارات دیگر این جانب می باشد که بسیار لذت بخش وتجربه آموز است. درحا ل حاضر مدرس دانشگاه هستم ودر بخش خصوصی آموزشی با ایجاد موسسه آموزش از راه دور برای کمک به رشد تحصیلی بازماندگان از تحصیل خدماتی ارائه می شود. فعالیت های علمی،پژوهشی وروزنامه نگاری بعنوان مدیر مسوول نشریه نشاط وزندگی از دیگر فعالیت های حال حاضر بنده است. ضمن اینکه مسائل قم را بطور ویژه مطالعه می کنم ومقالاتی را در نشریات محلی مثل روزنامه شاخه سبز به چاپ می رسانم. از خداوند منان توفیق خدمت به جامعه اسلامی را برای خود وهمه دوستاران ایران سر افراز خواستارم.یا علی مدد

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *